قلقلی هلندی Bitterballen

دختر خالم میدونست که این هفته نوبت منه غذا درست کنم برای همین امروز میخواست بیاد تا دست پختم رو بخوره.
کلی سرچ کردم تا یه غذای بامزه پیدا کنم. تصمیم گرفتم قلقلی هلندی درست کنم. صبح مامانم گفت هرچی میخوای بگو دارم میرم بیرون بگیرم، منم همه چی رو گفتم و خرید برام...

بعداز ظهر حوالی ساعت 3 وارد آشپز خانه شدم، ناگهان دیدم یه قابلمه حاوی فسنجان دارد روی گاز میجوشد و با هر جوشش فحشی نصیبمان میکند.

یا ایها الذین امنوا ما دیگر در آشپزخانه دست به سیاه و سفید نمیزنیم because زیباترین فحش به یک آشپز دستکاریه غذایش است.

.

.

.

هم اکنون فرد مورد نظر ابراز پشیمانی کرده و همه را بسوی منت کشی سوق میدهد.
.

.

.

باشد قبول میکنیم ولی فقط بخاطر حفظ آبرویمان.

.

.

.

هم اکنون همه درحال تلاش برای جبران وقت از دست رفته هستند.

و این است نتیجه تمام تلاش هایمان


قلقلی هلندی Bitterballen


طرز تهیه

بعد نوشت: باز هم از الهام خانوم ممنون بابت آموزش. چه جالب هم هست که وقتی تو سرچ میزنی طرز تهیهBitterballen متن ایشون کپی شدش همه جا هست!!

استاد به وقت گرینویچ

گفته بود کلاس ساعت 8:15 شروع میشه، منم 8:15 رسیدم. تا رسیدم برگشته میگه دیر اومدی تاخیر میخوری، بهش
میگم: بابا استاد گفتید 8:15 دیگه.
میگه: نه الان ساعت 8:20 است.

داشت همچنان غر میزد که

گفتم: باشه اگه بازم مشکلی هست من میرم ساعت بعد میام.
گفت: ساعت بعد تشریف بیارید.

بجاش رفتم سر کلاس هوش که ساعت بعد داشتم.
از در رفتم تو به استاد

گفتم: سلام.
گفت: سلام بفرمایید.

با 20 دقیقه تاخیر رفته بودم سر کلاس یه درس تخصصی، استاد گفت بفرمایید، بعد به استاد درس عمومی میگم سر وقت اومدم دقیقاً، میگه نه دیر اومدی.

بعد کلاس دوستم رو دیدم

گفت: خیلی بعد حال گرینویچ رو گرفتی .داشت سکته میکرد که چرا رفتی و بهش التماس نکردی!!

ساعت بعد رفتم سر کلاس استاد گرینویچ

تا منو دید

گفت: شما ساعت پیش دیر اومده بودید.
گفتم: دیر نیومده بودم بلکه دقیق سر وقت اومده بودم. بهتون جلسه اول گفتم، من مسیرم دوره.
گفت: ساعتت رو تنظیم کن.
گقتم: اتفاقاً چند روز پیش ثانیه ش روهم تنظیم کردم.
گفت: کجا میشینید؟
گفتم: ...
گفت: ماهم همون جا میشینیم.
گفتم: [آیکون حالت تهوع]

منم ادامه دادم به شرح ماجرا که چقدر اومدن شما مسیرش با من فرق میکنه بعد من هم که دیر نیومده بودم و...

گفت: بهر حال این دفعه اشکال نداره.

-------------------------------------------------------------------

حالم بهم میخوره از هرچی استاد عمومیه (بجز 1نفرشون).

آخه آدم چقدر باید عقده ای باشه که فقط دوست داشته باشه دانشجواش بهش التماس نمره و تاخیر نزدن بکنه؟!!


بعد نوشت: قیافش همین جوریه فقط موهاش قهوه ایه، هرکی تو خیابون دیدش بجای من بزنش.
بعد بعد نوشت: امیدوارم زود تر از دست این استاد راحت شم، البته امیدوارم بهم ۱۰ نده.
بعد بعد بعد نوشت: اینجوری قد بازی در آوردم چون به ساعتش نگاه میکرد که داره ساعت ۸:۱۵ رو نشون میده ولی میگفت ساعت ۸:۲۰است .پش راهی جز گرفتن حال یه استاد دروغگو برام نذاشت.

برجک

بدلیل حساسیست آقای ایوب به دوران سربازی این پست به ادامه مطلب منتقل شد

آقا ایوب شما دیگه نبین. خوبه؟

ادامه نوشته

Lucky در سواحل هاوایی

چند روزه عین این خاله سوسکه راه میرن همش چشمم به سنگ های باغچه دم خونمونه تا یه طرح خوب برای خونه Lucky بشه.
بنظرم الان خیلی خوب شده، فقط هی من این سنگهارو میچینم بعد میام میبینم ورداشته همرو پخشو پلا کرده. نمی دونستم بچم انقدر زورش زیاده. به این دستهای کوچولوش نگاه نکنید یه زوری داره ( بچم دستهاش بخودم رفته :دی)

فقط میترسم یه وقت لاشون گیر کنه و نتونه بیاد بالا نفس بگیره. خطر داره!



بعد ازظهری هم یه دفعه دیدم دوباره شیطونی کرده و رفته لای سنگها گیر کرده.
با چشمشاش میگفت کمکم کن دیگه مامانی.



ترسش کمتر شده ولی هنوز وقتی پیششم غذا نمیخوره انقدر نگام میکنه تا برم بعد دولوپی میخوره:دی

بعد نوشت: میگم لاک پشتها عجب سرعت کامپایلی دارن، تا ورودی رو میگیرن سریع خروجی دارن:دی

میگو پفکی و سس تارتار

دوباره جمعه شد و من کار مورد علاقه ام رو شروع کردم و ازش لذت بردم.
امروز دست یارم داشتمبابام کلی کمکم کرد, خصوصاْ در قسمت پاک کردن میگو که آخر چنشه

ولی دستم درد نکنه, خیلی خوشمزه شده بود. پیشنهاد میکنم امتحانش کنید.

میگو پفکی و سس تارتار

طرز تهیه

 

به این میگن روابط اجتماعی

داشتم تو میدون... میومدم سمت خونه یدفعه

یه دختره ازم پرسید: اتوبوسهای ... کجا هستن؟

گفتم: منم با همون اتوبوسها میرم بامن بیا.

داشت باهام میومد یه دفعه دیدم یه دست محکم خورد به شونم. برگشتم

دختره گفت: عاشقتم اگه نبودی الان داشتم دور خودم میگشتم.

گفتم: خواهش میکنم. آره اینا کارشون معلوم نیست هر روز ایستگاه یطرفه میدونه.

رفتیم تو اتوبوس نشستیم، رفت پشت سرم نشست.

یدفعه دیدم یه دست اومد تو شکمم. یه نصفه نارنگی تو مشتش بود، راستش یدفعه ترسیدم.

گفت: بخور.

گفتم: نه ممنون تازه ناهار خوردم.

همش به این فکر میکنم که چطوری یه نفر انقدر راحت و سریع مرزهارو رد میکنه و صمیمی میشه ولی یه نفر حتی ماه ها و سالها میگذره ولی نمیتونه باکسی دوست بشه!

بنظرتون کدوم بهتره؟

1. کسی که زود صمیمی میشه و ممکنه به این دوستی دل ببنده و از دست دادن دوستی بهش ضربه بزنه.

2. کسی که به این راحتی ها دوستی پیدا نمیکنه و تو خیلی از روزها تنهاس.

بلدالاستاد

فکر کن نشستی سرکلاس ... استاد داره درس میده یدفعه میبینی وسط حرفهاش میگه به مامور نظمیه توهین میکنی؟ بگم پدر پدر سوختتو دربیارن؟!!

این آقای مدیری هم که شعر تیتراژ و داستان رو کپی میکنه بعد مردم رو قسم میده که کپی نکنید! یکی نیست بگه آخه اگه کپی بده چرا خودت کپی میکنی؟؟

بعدنوشت: نظرتون درباره طراحی بلاگم چیه؟ خوشگل شده؟:دی میدونم خوشگل شده.

بعد بعدنوشت: این چند روزه چه سرد شده! کاش همیشه بارون میومد:دی

بعد بعد بعدنوشت: چه بده نمیتونم اسم استاد روببرم، بلدال... آخه خطر داره زیاد تو نت هست . ماهم که شانس نداریم!

بارون بارونه بارونه ، هی

چقدر روزهای من باهم متفاوتن یه لحظه تو آسمونام یه لحظه تو هسته ی زمین.

چه بارونی بود امروز .از پشت شیشه اتوبوس نگاه میکردم که چطور مسافرها وقتی پیاده میشن بدو بدو فرار میکنن. مگه دلشون برای بارون تنگ نشده بوده؟ از چی فرار میکنن؟ از چند قطره بارون؟ چرا؟ مگه چیکارشون میکنه؟ وقتی پیاده شودم آروم راه رفتم تا حسابی خیس بشمو قطرهای بارون مژه هامو لمس کنن. چه بوی خوبی داشت. وای ننه سرما چقدر دلم برات تنگ شده بود.

به مناسبت اولین بارون ننه سرما آهنگ بارون رو از گروه رستاک گوش کنید که معرکس.


Lucky چشمش خوب شد!

الان رفتم به لاکی سربزنم و ببینم چطوره که یدفعه دیدم یه چشمش بازه و خوب شده!!!!
هنوز باورم نمیشه که بعد 6ماه دارم چشمای خوشگلشو میبینم. دیگه امیدم رو از دست داده بودم و ناراحت بودم که همه سرزنشم میکنن که چرا لاکی اینجوری شده!
وای هنوز باورم نمیشه... چقدر خوشحالم که می تونه دیگه خودش غذا رو ببینه و بخوره. الان خیلی  ترسیده آخه بعد 6 ماه دوباره داره میبینه! تا نزدیکش میشم میره تو لاکش.
مامانم براش نذر کرده :دی میگه حالا باید بره امام زاده صالح نذرش رو ادا کنه:دی
وای چقدر خوشحالم:دی
از همه دوستانی که کمکم کردن یه دنیا ممنونم. مخصوصاً از همه دوستان فروم لاک پشتی http://www.lakposhtha.com


بعد نوشت: آخ چون داره صدای رعد و برق میاد...آخ جون چیک چیک

بعد بعد نوشت: چقدر روز خوبیه امروز همه چیز عالیه