حصار

تا کی قراره این موضوع رو کش بدی؟

کابوس‌های شبانه دوباره شروع شده...

تا کی قراره همه از تو حمایت کنن فقط بخاطر اینکه براشون یروز کاری کردی و حالا از من توقع دارن که با تو خوب باشم فقط بخاطر تلافی کارهات!

باورم نمیشه که مادرم به این راحتی منو به تو می‌فروشه و وقتی بهش می‌گم چرا؟ میگه:"پس برو یک حصار دور خودت بکش تا کسی بهت کاری نداشته باشه."

دلم می‌خواد حتی شماره خطم رو عوض کنم تا هیچ کس باهام کار نداشته باشه.

چرا وقتی می‌دونی از دستت ناراحتم هی زنگ می‌زنی و دیگران رو بر علیه من تحریک می‌کنی؟

من خواهان اون حصارم

دیگران: "منطقی نیست."

ولی من می‌خواهم!

پ‌ن: دل تنگ دوستم هستم و این غم‌ها، غم دوری دوستم رو بیشتر می‌کند.

نمی‌خوام بشنوم

دلم می‌خواد با پاک کن از زندگیم پاکت کنم. نمی‌دونی کسایی که می‌شناسنت وقتی منو می‌بینن، یاد تو می‌افتند و حرف از تو می‌زنن چقدر حالم رو بهم می‌زنن. حس می‌کنم که دارم ازت متنفرم می‌شم. از همه چیزت. کاش هیچ وقت پامون تو زندگی هم باز نمی‌شد.
احتیاجی به گذشت زمان ندارم فقط نمی‌تونم به آدم های اطرافم بگم که همه چیز رو فراموش کنید! انگار نمی‌خوان فراموش کنن یا دوست ندارن که فراموش کنن!

کیانم چرا وقتی باید باشی و آرومم کنی نیستی؟؟

اشک‌هایمان

کلاه‌ام را قاضی کردم گذاشته‌ام جلوی چشمانم.

ولی ساکت است.

حرفی بزن

بیگناه یا گناهکار؟به کدامین گناه؟

نمی‌دانم.

فقط می‌دانم که دیدار دوباره‌ات برایم قابل تحمل نیست.

من، تو، امروز



این یکی یا اون یکی؟

سر دوراهی گیر کردم. چقدر انتخاب سخته. چقدر سخته که بخوای کسی رو به کسی ترجیح بدی در حالی که هیچ کدوم دلخواه تو نیستن. یه دفعه خسته میشم میگم هیچ کدوم رو نمی خوام بعد به خودم می گم اگه اونیکه می خوای هیچ وقت نیاد چی؟ اگه یروز به این کارت بگی خریت چی؟ بعد دوباره می گم نه اینکه قبلاً از این خریت ها نکردی!
جالبیش اینجاس که یکیشون دقیقاً مثل خودمه اخلاقاش ولی حس می کنم ازش میترسم و نمی تونم باهاش کنار بیام.
یکی دیگه کاملاً قابل اعتماد ولی اختلافات زیادی داریم.

چی بگم؟ با چه زبونی؟

هرچی داد میزنم که چرا بهم حقیقت رو نمیگید؟

هرچی میگم برای چی با زندگی من بازی میکنید؟

هرچی خواهش میکنم که بزارید خودم تصمیم بگیرم.

هرچی خواهش میکنم که جلوی دیگران طوری رفتار نکنید که فکر کنن این تصمیم من بوده.

هرچی می‌گم بزارید خودم انتخابش کنم.

نمی‌شنون چی می‌گم.

انقدر بغضم رو خوردم دارم خفه می‌شم.