تا کی قراره این موضوع رو کش بدی؟

کابوس‌های شبانه دوباره شروع شده...

تا کی قراره همه از تو حمایت کنن فقط بخاطر اینکه براشون یروز کاری کردی و حالا از من توقع دارن که با تو خوب باشم فقط بخاطر تلافی کارهات!

باورم نمیشه که مادرم به این راحتی منو به تو می‌فروشه و وقتی بهش می‌گم چرا؟ میگه:"پس برو یک حصار دور خودت بکش تا کسی بهت کاری نداشته باشه."

دلم می‌خواد حتی شماره خطم رو عوض کنم تا هیچ کس باهام کار نداشته باشه.

چرا وقتی می‌دونی از دستت ناراحتم هی زنگ می‌زنی و دیگران رو بر علیه من تحریک می‌کنی؟

من خواهان اون حصارم

دیگران: "منطقی نیست."

ولی من می‌خواهم!

پ‌ن: دل تنگ دوستم هستم و این غم‌ها، غم دوری دوستم رو بیشتر می‌کند.