خوابی در اعماق تاریکی

دیشب تا صبح بیدار بودم. بعد امتحان تنها جای گرمی که یافتم تا منتظر دوستم باشم، مسجد دانشگاه بود.
نشسته بودم و با رخت SMS بازی میکردم، یدفعه چشمهامو باز کردم دیدم 1 ساعته که خوابم! تمام وسایلم ریخته بود کنارم و من خوابِ خواب بودم!
خیلی وقت بود اینجوری عمیق نخوابیده بودم!
زنگ زدم بدوستم میگه: کجایی؟!! هرچی زنگ میزنم گوشیتم آنتن نمیده!
+ نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:52 توسط Innocent
|